اگر من خدا بودم !

ژوئن 30, 2008 at 9:46 ق.ظ (داستانک, فرهنگ و هنر) ()

گر بر فلکم دست بُدی چون یزدان           برداشتمی من این فلک را ز میان

از نو فلکــــی دگر چنان ساختمـی           کازاده بکــــــــام دل رسیـــــدی آسان

(خیام)

 

دوست ارجمندم جناب شاهتوت لطف کرده و من رو به بازی وبلاگی “اگر خدا بودید” دعوت کرده ! که حسب الامر ایشان یک هفته زندگی خداوارانه خود را به شرح زیر تقدیم میکنم…

بنده اگر خدا بودم به جای آفرینش این همه مخلوق پردردسر و ایجاد گرفتاری برای خودم! از زندگیم لذت بیشتری میبردم!

احتمالا از هفت روز هفته: 

شنبه برای اسکی به کوههای آلپ میرفتم

یکشنبه برای آفتاب گرفتن و موج سواری سر از هاوایی در می‌آوردم

دوشنبه اول صبح شروع میکردم به خلق مقادیر زیادی ژتون! تا شب برم کازینو لاس وگاس آنقدر بازی کنم که خسته بشم!

سه شنبه به دنبال کمی هیجان سر طناب را به آسمان هفتم می‌بستم و بانجی جامپینگ میکردم تا خود زمین

چهارشنبه دیگه بعد از چند روز فعالیت به دنبال کمی سرگرمی یک کاسه آب یخ میریختم رو سر شیطان که آتش تنش خاموش بشه! بعدش یواشکی میرفتم  بالهای جبرییل را که در خواب بعد از ناهار در حال خر و پُف بودش می‌چیدم!  آخرش هم کاسه آب را میگذاشتم کنار جبرئیل و قیچی رو هم تو جیب شیطان! و بعدش می‌نشستم بر اریکه خدایی و از ته دل به دعوا و گیس و گیس کشی این دو فرشته میخندیدم!

پنجشنبه ناهار میرفتم “فشم” و یک چلو کباب درست حسابی با گوجه اضافه و کره و زرده تخم مرغ به دندان میکشیدم و بعدش هم روی تخت ولو میشدم و یک قلیان سفارشی که ذغالش خوب گل انداخته به کام میگرفتم و یک چرتی در خنکای کنار رودخانه میزدم.

جمعه می‌نشستم به کارهای که در طول هفته انجام دادم فکر میکردم و از غم تنهایی دمی به خُم میزدم و تا خرخره میخوردم تا بد مست بیوفتم گوشه بارگاه الهی! و در جواب چاپلوسان درگاه الهی که به اسم دست بوسی از باب نصیحت می‌آمدند یک آروغ تحویل میدادم که صدایش چنان بلندترین آسمان غرنبه باشد و هفت طبقه عرش را بلرزاند!

به این میگن خــــدایی!!!

پیوند پایدار 5 دیدگاه

احضار روح

ژوئن 25, 2008 at 6:15 ق.ظ (داستانک, مینیمال) (, )

اگر جنگ می‌خواستید

اگر درد می‌خواستید

اگر بدبختی می‌خواستید

اگر گرانی و تورم می‌خواستید

اگر فقر می‌خواستید

اگر کتک و توهین می‌خواستید

اگر کسی مثل احمدی‌نژاد را می‌خواستید

.

.

.

.

.

خوب چرا به خودم نگفتید؟

روح محمدرضاشاه پهلوی

 

پیوند پایدار 4 دیدگاه

عکسی منتشر نشده از محمدرضا شاه پهلوی و فرح دیبا

ژوئن 24, 2008 at 10:03 ب.ظ (بالاترین, جامعه, عکس) (, , , , )

 

 

این عکس در هنگام افتتاح بیمارستان بانک ملی ایران، با حضور محمدرضا شاه پهلوی و فرح دیبا در سال 1355 گرفته شده است.

در گوشه چپ تصویر شادروان امیرعباس هویدا ایستاده است.

 

پی‌نوشت اول : در سال افتتاح بیمارستان بانک ملی تردید دارم اما به احتمال قریب به یقین این عکس در سال 1355 گرفته شده است.
پی‌نوشت دوم : انشالله این بار به غیر از خاندان پهلوی کس دیگری نمیتواند ادعای مالکیت این عکس را بکند.
 

پیوند پایدار 10 دیدگاه

تذکره ابوالقاسم شرکاء ولد حاج علی اکبر

ژوئن 20, 2008 at 4:58 ق.ظ (عکس, فرهنگ و هنر)

این نوشته به درخواست نواده ابوالقاسم خان جهت رعایت حقوق معنوی و قانونی ایشان نسبت به عکسهای کپی پاسپورت جد بزرگوارشان حذف شد، اگر همچنان مایل به دیدن این مدارک هستید در این وبلاگ میتوانید نوشته به زبان انگلیسی و عکسها را مشاهده کنید. امید است روح آن مرحوم شاد و لب نواده معظم این خاندان خندان باشد.

پاسپورت ابوالقاسم شرکـــاء ولد (فرزند) حاج علی اکبر متولد 1282 طهران که در سال 1311 (1932 میلادی) جهت سفر به هندوستان در شهر زاهدان برای ایشان صادر شده است.

نکته جالب به غیر از اینکه زبان رسمی پاسپورت فرانسه بوده در قسمت پائین پاسپورت به روی مذهب خط کشیده شده و به جای آن ملیت ایرانی نوشته شده و در ضمن تمام مشخصات پاسپورت فقط به زبان فارسی است و مشخص نیست که مرزبانان دیگر کشورها چگونه از این اطلاعات بهره می‌بردند.

 

پیوند پایدار 6 دیدگاه

تهاجم فرهنگی یا تحریف تاریخ؟

ژوئن 17, 2008 at 4:11 ب.ظ (بالاترین, جامعه, فرهنگ و هنر) (, )

نمی‌دانم حکایت سرقت تاریخ یک ملت است یا داستان تحریف دوره‌های تاریخ است و یا صرفا بی‌سوادی بعضی‌ها و کم کاری فرهنگی ما ایرانیان در چند دهه گذشته، که باعث شده کشورهای همسایه ایران تاریخ و مشاهیر ایرانی را به نام خود معرفی کنند و حتی نام خلیج فارس را جعل کنند و همانند این سایت فروش سکه‌های عتیقه و قدیمی، سکه‌های دوران ساسانی و یزدگرد را عربی بداند و در حقیقت بدون ذکری از نام ایران این سکه‌ها را متعلق به حکومت عربی ساسانی بداند.

بعنوان نمونه دو عدد از آیتم‌های فروش این سایت این چنین است :

 

1533:ARAB-SASSANI YAZDIGERD III TYPE AR DRACHM SK yr 20

1533:ARAB-SASSANI YAZDIGERD III TYPE AR DRACHM SK yr 20,Hepthalite c/m 3.8g vf

 

3126:Arab Governor,Ummayad Period “Husrui”Barbarous Ar Dirham

3126:Arab Governor,Ummayad Period “Husrui”Barbarous Ar

base Dirham Zaranj,Walker CASC 245

.

جالب اینجاست که این سایت توسط شخصی به نام رشید میرزا ساخته شده که با توجه به اسم احتمال عمدی بودن و جعل تاریخ به نام اعراب به مشام میرسد.

پیشنهاد میکنم تذکری در قسمت “تماس با ما” برای این جناب بفرستیم تا شاید اشتباهش را تصحیح کند!

.

پی‌نوشت : این سایت توسط یکی از دوستان بالاترینی معرفی شد که ایران دوستی ایشان قابل تقدیر است.

پیوند پایدار 5 دیدگاه

صرفه‌جویی

ژوئن 17, 2008 at 12:30 ب.ظ (داستانک, مینیمال) ()

در جهت صرفه‌جویی در مصرف برق پیشنهاد میکنم، مسئولین محترم کمتر مزخرف بگویند تا نشریات و وسایل ارتباط جمعی برای انتشار مزخرفات آنها و پیامدهایش این سرمایه ملی را هدر ندهند!!

پیوند پایدار ۱ دیدگاه

افسردگی

ژوئن 12, 2008 at 4:46 ب.ظ (جامعه, داستانک)

خستگی در رگهایم ریشه کرده! غربت در وجودم خانه ساخته!

گرسنه هستم! اما میل به خوردن ندارم!

بیدارم! میل به از رختخواب بلند شدن ندارم!

 نه می‌توانم عاشق بشم! نه می‌شود بدون عشق زندگي کرد!

 نه دلم ميخواد تنها باشم! نه تحمل حضور کسي را دارم!

گاهی که صدای عربده مجری تلویزیون آزارم میدهد! حس خاموش کردنش را هم ندارم!

آری گرچه من یک افسـرده هستم!

گرچه فشار اقتصادی و اجتماعی هر روز جسم و روانم را بیشتر در خود می‌فشارد اما هنوز فریاد میزنم “زنده باد وطن”

با تمام این احوال همواره اطرافیانم مرا با لبخند می‌بینند! همیشه شوخی میکنم! همیشه شانه‌هایم را تکیه‌گاه دردهای دوستان میکنم!

 من “ایرانی” هستم!

 

پیوند پایدار ۱ دیدگاه

تنها راه نجات

ژوئن 4, 2008 at 8:21 ق.ظ (سیاست) ()

“تنها” راه نجات بشریت از نظر رئیس جمهور ایران، آقای احمدی نژاد بر حسب موقعیت متغییر است، گرچه اکثر راهها مرتبط به مذهب و آن هم اسلام است، تعدادی از این “تنها راه نجات”ها بدین شرح هستند :

1- اندیشه ها و راه امام

2- فرهنگ ایرانی و اسلامی

3-فرهنگ اسلامی و اندیشه الهی

4-اندیشه ناب اسلامی

5-راه حضرت مسیح

6- راه خداپرستی

7- احترام به حقوق دیگران

8- محبت و عشق ورزی به همه بندگان خدا

9-‌عدالت گستری و دفاع از حقوق مظلومان و محرومان

10- دین اسلام

11- امام حسین

12- فرهنگ عاشورا

13-کار برای خدا و ایستادگی روی اصول

14- امام زمان و فرهنگ توحیدی

 

منـــــــــــــابع:

  1. سالگرد امام راحل فرصت مناسبي بود که انديشه ها و راه امام به عنوان تنها راه بشريت مطرح و معرفي شود .
  2.  
  3. ما مسووليت جهاني داريم که فرهنگ ناب ايراني و اسلامي را که سرشار از زيبايي ها و خوبي هاست به دنيا معرفي کنيم ، فرهنگي که به راستي مي تواند راه نجات بشريت باشد.
  4.  
  5. تنها راه نجات بازگشت به فرهنگ و انديشه الهي است و اگر خداوند به طور واقعي پرستيده شود و دستورات الهي كه پيامبران آن را ابلاغ كرده‌اند بدرستي عمل شود و اگر حاكمان از انسانهاي صالح انتخاب شوند و مديريت جهان بدست انسان صالح بيافتد مشكلات برطرف خواهد شد .
  6.  
  7. دكتر احمدی نژاد با بیان اینكه در عرصه خارجی نیز ماموریت داریم اندیشه اسلام ناب را به عنوان تنها راه نجات بشریت به ملت‌ها ارائه كنیم،
  8.  کار برای خدا و ایستادگی روی اصول رمز نجات بشریت از چنگال زورگویان و سلطه طلبان جهانی استکار برای خدا و ایستادگی روی اصول رمز نجات بشریت از چنگال زورگویان و سلطه طلبان جهانی است
  9. راه همه انبیاء الهی و راه حضرت مسیح راه خداپرستی، احترام به حقوق دیگران، محبت و عشق ورزی به همه بندگان خدا،‌عدالت گستری و دفاع از حقوق مظلومان و محرومان است و نجات بشریت از نابسامانی های امروز برگشت به همین ارزشهاست.
  10. تنها راه نجات بشریت اسلام است
  11.  
  12. رئیس جمهور تصریح کرد : به همین دلیل است که حسین (ع) پرچم عدالت و سفینه نجات همه بشریت است
  13.  
  14. رستگاری انسان ،نجات بشریت و رفع مشکلات جامعه بشری فقط در سایه حکومت صالحان و صالح کل (مهدی موعود است)
  15. رییس جمهور امام حسین (ع) را فرمانده حرکت اسلامی در کل تاریخ خواند و بازگشت به فرهنگ عاشورا را تنها راه نجات بشر امروز دانست.
  16.  
  17.  رئیس جمهور گفت: ما ملتی هستیم که صاحب داریم و مولایمان که پرچمدار یالثارات الحسین است، با فرهنگ توحیدی خواهد آمد و بشریت را نجات خواهد داد.

پیوند پایدار 3 دیدگاه

خمینی خادم یا خائن؟

ژوئن 2, 2008 at 8:48 ب.ظ (سیاست) ()

خمینی

پیش از هر قضاوتی بهتر است هدف و دلایل ملت ایران را از انقلاب کردن و تغییر رژیم پادشاهی مد نظر داشته باشیم.

حکومت پادشاهی به لحاظ سیاسی دیکتاتوری محسوب می‌شد و شاه قدرتی بالاتر از قانون داشت و همیشه قدرت مطلق فساد در پی خود دارد، نمونه‌های بارز آن در زمان محمدرضا شاه، اختناق سیاسی و جلوگیری از فعالیت حزبهای مخالف و همچنین بازداشت‌ها و محدودیت‌های حکومت برای مخالفین سیاسی خود بود.

معضلات اقتصادی، فقر و گشنگی طبقاتی از مردم، از دیگر ایراداتی هست، که به عملکرد دولتهای زمان شاه گرفته میشود و البته در ارتباط با آن میتوان به فساد مالی، تبعیض‌های اجتماعی و هزینه‌های گزاف دربار و به خصوص جشن دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی ایران اشاره کرد که هنوز بعنوان یکی از پرخرج‌ترین مراسم‌های زمان شاه از آن نام برده میشود.

از لحاظ اجتماعی، رژیم پهلوی همواره متهم به اشاعه فساد و فحشاء، ارتشاء و فساد اداری و بی‌بند و باری اخلاقی شده است و همچنین وضعیت حاکم بر جامعه در آن زمان را بر ضد آئین اسلام و قوانین آن بیان میکنند. و البته همیشه کاپیتولاسیون را یکی از بزرگترین خیانت‌های نظام پیشین میدانند که تبعیضی آشکار برای حقوق ایرانیان قائل شده بود.

و اما آن چند مورد خلاصه که در بالا ذکر شد به انضمام مشکلات بسیار رژیم حاکم در آن زمان، عاملی برای چکانده شدن ماشهء جنبش‌های مردمی و اعتصابات، تظاهرات و سرانجام پیوستن گروه‌های سیاسی و مبارزین مخالف حکومت شاه زیر یک چتر به رهبری خمینی شد، که سرانجام انقلاب سال 57 را به وجود آورد که آن را انقلاب اسلامی نامیدند.

و اما اگر آرمانهای انقلابی مردم را با وضعیت موجود مورد مقایسه قرار دهیم، پیشرفت زیادی نسبت به موقعیت قبل از انقلاب حاصل نکردیم و یکی از مسببین این شکست تاریخی فردیست که بعنوان رهبر این تغییرات انتخاب شد.

انقلاب مردم ایران پس از خروج محمدرضا شاه و دیگر منسوبینش و پیروزی آن با تلاش و مرگ بسیاری از مردم به پیروزی رسید و با ورود خمینی بعنوان یکی از بزرگترین مبارزین برعلیه نظام شاهنشاهی، مردم او را بعنوان سمبُلی از آزادی خود از شر دیکتاتوری دانستند و او را بعنوان قهرمان ملی و رهبر انقلاب شناختند.

اولین خیانت به آرمانهای این انقلاب زمانی پیش آمد که حکومتی به نام “ولایت فقیه” ساخته شده و بنیان نوعی حکومت ریخته شد که در آن شخصی بدون انتخاب مردم به قدرتی بالاتر از مجلس و رئیس جمهوری که -بطور معمول باید منتخبین مردم باشند- میرسد و این “صاحب قدرت” در مقایسه با قدرت دربار و شاه شباهتهای بسیار دارد! و حتی از جهاتی فراتر از آن است برای مثال بر بودجه و مخارج رهبری و دستگاههای مربوطه هیچ نظارتی وجود ندارد، در حالیکه حداقل به صورت فرمالیته بودجه رسمی دربار به تائید مجلس می‌رسید.

رهبری، فرمانده کل قواست، یعنی تمامی ارکان حکومت تحت اراده شخص رهبر هستند و هر قانونی میتواند توسط او نقض شده یا براساس تشخیص او تغییر کند.

شخص رهبر به طور مستقیم توسط مردم انتخاب نمی‌شود، بلکه صرفا توسط اعضاء مجلسی به نام خبرگان که آن هم گزیده و تائید شده رهبر قبلی هستند انتخاب میشود، که باز هم قدرتی برای نظارت برعملکرد، استیضاح و یا خلع او از این مقام وجود ندارند و این قدرتی بدون حد و مرز به شخصی میدهد که در این مقام است و اصولا تفاوتی با آنچه خواست و هدف مردم برای مبارزه با دیکتاتوری شاهنشاهی بود، احساس نمی‌شود.

در مورد معضلات اقتصادی، با شهادت آمارهای موجود وضع معیشتی مردم به مراتب از دوران قبل از انقلاب بدتر شده و حتی رویاهایی یک رهبر برای دادن آب و برق و گاز مجانی هیچگاه میسر نشد، و البته مردم خیلی زود فهمیدند این جملات عامه پسند که شاه نفت شما را می‌دزدد و ما میخواهیم ماهانه درآمد نفت را به حساب شما واریز کنیم، چیزی جز توهمات و یا زرنگی یک انقلابی بی‌خبر از اقتصاد و مملکت‌داری نبوده است.

 و البته همچنان با توجه به سیاست‌های غلط در روابط جهانی و اعمال رفتارها و قوانین اشتباه داخلی، اوضاع اقتصادی کشور به صورت مداوم با مشکلات بیشتری روبرو شد، تورم روز افزون و فساد مالی بیداد میکند، جای “درباریان” را “آقا زاده‌ها” گرفتند و همچنان رشوه و رانت در سیستم اداری مملکت جاریست.

و از همه بدتر، کسانی که به ولخرجی‌های شاهانه برای برگزاری یک بار “جشن دوهزار و پانصد ساله شاهنشاهی ایران” که به قصد به رخ کشاندن تاریخ و هویت ایرانیان برگزار شد، ایراد میگرفتند، امروز برای برگزاری مراسم‌های جور و واجور، سمینارهای اسلامی، جشن‌های پیروزی انقلاب و مراسم سالگرد مرگ خمینی و ساخت گنبد و منار طلا و خرج ناهار و شام و رفت و آمد و هزار شکل خرج و برج بودجه و سرمایه کشور را حرام میکنند! و از همه اینها بدتر، درآمد و سرمایه ملت ایران را برای آبادانی دیگر کشورها خرج میکنند.

آنهایی که از قانون تبعیض گذاشتن بین ایرانی و خارجی -به حق- ناراضی بودند، پس از به قدرت رسیدن خودشان را از جامعه مردم عادی جدا دیدند و “دادگاه ویژه روحانیت” را تاسیس کردند که خدای ناکرده نشود که با فاش شدن پرونده‌هایشان احیانا تقدس چند متر پارچه دور سر -گاهی سفید، گاهی سیاه- از بین برود، و امروز بعد از سی سال تزریق اسلام به روح و جسم ملت ایران، همچنان بازار فساد و فحشاء داغ است و آن ملتی که روزگاری به تضمین یک تار سبیل به هم اعتماد میکردند امروز با هزار چک و سفته هم حاضر به دادن بدهی خود نیستند! حرمت اخلاقیات هم چنان حرمت دین به لطف مجریان دروغین از بین رفته، و مردمی که روزی به اعتراض از  دوران شاه دست به اعتراض زدند امروز خود مجرمینی هستند که باز برای داشتن حداقل حقوق انسانی خودشان معترضند.

خمینی میتوانست یک قهرمان ملی شود، او میتوانست سمبل آزادی یک ملت شود و سرآغاز تاریخ دموکراسی ایران باشد! ولیکن خواسته یا ناخواسته او خود بنیانگذار یک دیکتاتوری دیگر شد، سلسله مذهبیون!

باز مردم در رنج هستند، در کنار مشکلات معیشتی و تهدیدهای سیاسی جامعه جهانی، در کنار مشکلات اجتماعی و فرهنگی، دوباره باید برای آزادی اندیشه و دموکراسی و حق انتخاب بر سرنوشتشان مبارزه کنند، با این تفاوت که امروز اعتقادشان و اعتمادشان را به لطف رهبران پیروز انقلاب قبلی از دست دادند.

 

خمینی

پیوند پایدار 9 دیدگاه

جادوی مذهب

می 20, 2008 at 7:05 ق.ظ (جامعه) ()

همواره نوشتن از باورهای مذهبی به خصوص اگر نقد آنها باشد و هر قدر این باورها به دور از واقعیت و خارج از اصول و ضوابط باشند مضموم و نکوهیده است. اما گاهی اوقات حتی تکفیر شدن نباید باعث این شود که در برابر خرافات و داستان سرائی‌ها سکوت کرد.

مطلبی خواندم از سخنرانی “ایت الله العظمی سید صادق شیرازی درباره شعائر فاطمی” که قسمتی از آن را نقل میکنم:

در حدیث قدسی کساء که حضرت فاطمه زهرا روایت گر آن است آمده: “جبرئیل از حضرت احدیت پرسید: چه کسانی زیر کساء هستند؟ خدای عزوجل گرد آمدگان زیر کساء-یعنی پنج تن پاک را این گونه برشمرد:
هم فاطمة و ابوها و بعلها و بنوها. یعنی: آنان فاطمه و پدرش و شوهر و فرزندانش هستند.

احترام به باورهای “دین باوران” به جای خود، اما آیا تا به حال به این اندیشیدند که رابطه بین خدا و جبرییل چقدر در این نوشته سخیف است؟ و از آن مهمتر اینکه این درد و دل و گپ خودمانی بین سروش حق (جبرئیل) و خداوند چگونه به اطلاع فاطمه رسیده که آن را روایت کرده؟

پیش از این وحی و یا ارتباط خداوند توسط فرشته ویژه همانا مخصوص پیامبران است! پس کدامین فرشته این خبرچینی را کرده و اسرار الهی را فاش ساخته؟

و البته این ایراد بر فاطمه وارد نیست، چون من باور ندارم که تمام این گفته‌ها از زمان بی‌تاریخ اعراب بی‌سواد مانده باشد، و بیشتر شبیه این داستانهایست که به مرور زمان از روی علاقه بیش از حد ساخته و پرداخته میشود.

در همین رابطه مطالبی از یکی از دوستان در ”وبلاگ هفت پیکر“ دیدم که خواندنش خالی از لطف نیست  و البته آگاهان حتما می‌توانند با ذکر دلیل در مورد گفته‌های ایشان ابراز عقیده کنند:

 

پیامبردر 25 سالگی با خدیجه (40 ساله ) ازدواج کرد و در 63 سالگی درگذشت . پیامبر و فاطمه در یک سال وفات یافتند و این درحالی ست که فاطمه در زمان رحلت 18 ساله بود . اگر18 سال را از سن محمد کم کنیم،سن محمد در زمان

تولد فاطمه بدست می آید یعنی 45 و به این  نتیجه می رسیم که خدیجه فاطمه را در  60 سالگی بدنیا آورده ست !

و

یکی از فضائل فاطمه مقام علمی ایشان است و این درحالی ست که نه از ایشان اشعاری چون اشعار خنسا (شاعره عرب) و نه دور اندیشی و مدیریتی همچون زبیده (همسر هارون) و نه حتی فرمول یا وسیله ی که توسط ایشان کشف با اختراع شده باشد باقی مانده ست !

 

مطلب جالب دیگری که در این لینک دیدم در مورد یکی از آخوندها از قول خمینی چنین نقل شده است :

آیت الله مصباح نیز در این باره می گوید:
« مرحوم آقا مصطفی(ره) از پدرشان مرحوم امام (ره) نقل می کرد:
آقا معتقدند جناب آقای بهجت دارای مقامات معنوی بسیار ممتازی هستند.

از جمله مطالبی که از پدرشان درباره آقای بهجت نقل می کردند این بود که: ایشان دارای موت اختیاری هستند، یعنی قدرت این را دارند که هر وقت بخواهند روح خویش را از بدن به اصطلاح خلع کنند و بعد مراجعت کنند.

 

آیا در عصر علم و دانش از شنیدن بعضی باورهای مذهبی تعجب نمیکنید؟ اگر چه برای ما امکان مراجعت به گذشته و تطبیق واقعیت با داستانهای امروز هنوز میسر نشده، اما بد نیست این معجزات امروزی مورد آزمایش دانشمندان بیطرف قرار گیرد تا شاید حقایق خارج از شنیده‌ها و گفته‌ها برای همگان آشکار شود.

 

.

.

پی‌نوشت: به این باور رسیدم که سانسور و اختلال در دسترسی به اینترنت توسط نظام بیش از اینکه به دلیل هراس از نقد شدن نظام جمهوری اسلامی باشد، نگرانی از نقد شدن باورهای اسلامی و ترس از تردید مردم از هر آنچه در تمام این سالها به نام دین و خدا به آنها گفته‌اند می‌باشد.

پیوند پایدار 5 دیدگاه

« داده های پیشین